عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

79

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

صبح سه‌شنبه 25 [ جمادى الاولى ] جناب نظام السّلطنه تشريف آوردند به ديدن حقير و ضمنا حاجى ايلخانى و شيخ جعفر شيخ المشايخ هم خودى آراسته ، با يك دست لباس خلعتى سردارى ترمهء لاكى و عمّامهء شال ترمه و شمشير بسته ، آمد به شكل ابن سعد تعزيه و واقعا خيلى مشابهت هم دارد . ضمنا قدغن نمودند حمل‌ونقل هيزم را از بيشه‌هاى كنار كارن به سمت بصره ، مطابق شرحى كه در اين باره چاكر در سفرنامهء سابق از معايب اين كار نوشته بودم و به يوسف خان ، سرهنگ توپخانه ، و شيخ نبهان سپردند كه مواظب اين كار باشد . امروز سه‌شنبه جهاز بلاس لنج وارد شد و سه نفر انگليسى : كاپيتان « 1 » و معلّم « 2 » و وكيل خانهء لنج آمدند به ديدن جناب نظام السّلطنه . از قرار تقرير جناب نظام السّلطنه بضاعت خانوادهء ايلخانى بختيارى به همه جهت به مبلغ چهارصد هزار تومان مىرسد و بيشتر [ آن ] املاك است در چهارمحال « 3 » اصفهان ولى ظاهرا به نظر نمىآيند . خودشان از يكصد هزار تومان بيشتر اقرار ندارند . در خصوص ساختن سدّ ناصرى جناب نظام السّلطنه خيلى اصرار دارند و به اعتقاد ايشان هر گاه آب در حويزه جارى شود ، اعتبار طايفهء بنى طرف 45 شكسته مىشود و اطرافى از دور آنها بالمرّه پراكنده مىشوند « 4 » ، مىآيند به حويزه ؛ بر خلاف حالا كه خيلى قوى هستند و اطاعت درست از دولت نمىكنند و هرگاه بناى سركشى گذارند ، دولت با سى هزار تومان نمىتواند آنها را گوشمال دهد و رفته‌رفته كار اين‌ها سخت مىشود . امروز مولا نصر اللّه و حاجى سيّد موسى و پسران مرحوم سيّد على طالقانى آمدند به ديدن حقير . شيخ مزعل خان عريضه به جناب نظام السّلطنه فرستاده در باب اين كه مردم از تشريف‌فرمايى شما به محمّره شنيده‌اند ، متزلزل شده‌اند خاصّه از اينكه به خانهء من وارد نمىشويد و فلان و فلان و اينكه شنيده‌ام نجم الملك مىآيد . هر گاه اذن مىدهيد نظر به آشنايى سفر سابق كاغذ احوال‌پرسى به او بنويسم . آزادكردن كارن براى عبور كشتىهاى خارجه باعث نفوذ انگليس‌ها شده و عن‌قريب بايد خانه را به اين مهمان‌هاى محترم پرزور واگذار نمود و عقب كشيد كه اولياى دولت را طاقت تحمّل پذيرايى و تقاضاى آنها نيست . [ ملك محمره را شنيدم از جناب نظام السّلطنه كه دولت

--> ( 1 ) . در نسخهء خطّى : كاپيتن و چنين است در بقيهء موارد . ( 2 ) . « ناخدا و ملّاح جهاز را گويند چرا كه او ماهر احكام كشتى و جهاز باشد » . ( لغت‌نامهء دهخدا ، به نقل از غياث و آنندارج ) ( 3 ) . منظور چهارمحال بختيارى است . ( 4 ) . در نسخهء خطّى : مىشود .